بلاگ ارغنون | خرده‌تأملاتی در باب انسان و اندیشه صفحه اصلی درباره ما ورود / ثبت نام مترجم ورود / ثبت نام کاربر واژه نامه

شما اینجا هستید: ارغنون > بلاگ > ایده و ایدئولوژی از منظر کارل مانهایم

ایده و ایدئولوژی از منظر کارل مانهایم


ایده و ایدئولوژی از منظر کارل مانهایم

کارل مانهایم در قطعه‌ی کوتاه زیر محتواهای اندیشه را بر حسب نسبتی که با سوژه دارند و طرز نگرش سوژه نسبت به آنها به دو رده‌ی ایده‌ها و ایدئولوژی‌ها تقسیم می‌کند:  


یکی از معانی امر «ایدئولوژیک»، در تقابل امر جامعه‌شناختی، نحوه‌ی متمایزش در نگریستن به ایده‌هاست. یک چنین صورت‌بندی‌ای بر امکان دو شیوه‌ی نگریستن به پدیده‌ای واحد تأکید دارد و حاکی از آن است که تفاوت میان ایده و ایدئولوژی چه‌بسا در تفاوت به دو نحو نگریستن، یا دو نگرش، نهفته باشد. یک ایده‌ی واحد (به‌معنای هر محتوای فکری-روان‌شناختی‌ای که یک سوگیری آگاهانه به آن معطوف شده است) مادامی‌که شخص می‌کوشد آن را «از درون» تفسیر کند به مثابه‌ی یک «ایده» نمود می‌یابد و وقتی شخص می‌کوشد آن را از منظری بیرون از آن، یعنی از منظر «هستی اجتماعی» مدّنظر قرار دهد چونان «ایدئولوژی» نمایان می‌شود. بدین‌معنا هر ایده‌ای را می‌توان هم از منظر «درون» و هم از منظر «هستی [اجتماعی]» نگریست. 
... مسلما اشیاء طبیعی بی‌معنا را نیز می‌توان از منظرهای مختلف مدّنظر قرارداد. برای مثال، تفاوت علوم فیزیک و شیمی اساسا مبتنی بر این واقعیت است که این رشته‌ها «واقعیت‌های عینی واحد»ی (برای نمونه یک سنگ) را به ترتیب یک شیء فیزیکی و شیمیایی قلمداد می‌کنند. یعنی صورت‌بندی‌ها و سطوح مفهومی مختلف به اشیاء واحدی تحمیل شده‌اند و لذا انتزاعات مختلفی از آنها ایجاد کرده‌اند. اما چنین تفاوتی در چشم‌انداز نظری به‌هیچ‌وجه با نگرش‌ها و منظرهای مختلف معادل نیست...
اما این فراچنگ‌آوردن ایده «از درون» به چه معناست؟ این بدان‌معناست که سوژه به‌نحوی خاص مجذوب پدیده‌ی فکری‌ای می‌شود که در آن «می‌زید». پدیده‌ی فکری، به‌خلاف پدیده‌ی طبیعی، به‌عام‌ترین معنای کلمه «انگاشته» می‌شود... و چون طبیعت (به‌معنای امری که کاملا عاری از معناست) «انگاشته‌شده» نیست، ما نمی‌توانیم مجدوبش شویم، نمی‌توانیم با آن یکی پنداشته شویم، نمی‌توانیم چنین موضعی در قبالش اتخاذ کنیم...
پس تفاوت میان ایده و ایدئولوژی (به‌معنای مدّنظر در مطالعه‌ی حاضر) صرفا مربوط به چشم‌انداز نیست، بلکه نتیجه‌ی نگرش‌های اساسا مختلف به یک پدیده‌ی فکری واحد است، نتیجه‌ی اساسا متفاوت نگریستن است. اگر من یک گزاره‌ی نظری را یک ایده قلمداد کنم، یعنی «از درون» به آن بنگرم، همان مفروضاتی را اتخاذ خواهم کرد که درونش مقرر شده است. اما اگر آن گزاره را چونان ایدئولوژی تلقی کنم، یعنی «از بیرون» به آن بنگرم، مدت زمانی کل مجموعه‌ی مفروضات را به تعلیق درخواهم‌آورد، لذا من کار دیگری را انجام داده‌ام، کاری جز آنکه در نگاه اول در آن مقرر شده بود. 

ترجمه از 
Wolff, K.H. (Ed.), (1993), From Karl Mannheim (2nd ed.), Routledge, p.244-245, 247.


کلمات کلیدی: کارل مانهایم، جامعه شناسی معرفت، ایدئولوژی، ایده